سلام
دیروز بعد از ظهر به منطقه باغمان رفتم. دوربین فیلم برداری و سه پایه و دوربین شکاری را به همراهم بردم. به دلیل رطوبت و گرمی هوا علف ها و گل های بوته ای به سرعت رشد کرده بودند و نسبت به دو روز قبل خیلی تغییر کرده بودند. تقریبا از همه انواع گل های وحشی که در آنجا یافت می شود عکس تهیه کرده بودم و به دنبال سوژه جدید می گشتم. از پروانه های زیبایی عکس گرفتم که انگار مخصوصا با بال باز روی زمین و روی علف ها خودنمایی می کردند تا من از آنها عکس بگیرم. بعد به سمت جایی رفتم که زنبورخوارهای رنگارنگ در کنار هم نشسته بودند و نر و ماده ها داشتند با رفتارهای جفت یابی همدیگر را به لانه سازی ترغیب می کردند. با نزدیک شدن من آنها تغییر موضع دادند و در سمت آفتاب نشستند که زاویه برای من مناسب نبود و من هم زیر درختی منتظر نشستم تا به جهت مناسب بروند. در این هنگام بر حسب عادت هنگام شکار، با چشم دامنه های تپه مشرف بر باغمان را می کاویدم. متوجه حرکتی شدم. فاصله در حدود سیصد متر بود. دوربین شکاری را برداشتم و دیدم که دو کبک در حال راه رفتن هستند. دیروز هم این دو کبک را دیده بودم و در هنگام پایین آمدن از تپه از جلو راهم پریده بودند. ابتدا از همان نقطه دوربین را که آماده بر روی سه پایه بود به سمتشان نشانه رفتم و شروع به فیلم برداری نمودم. وقتی مطمئن شدم که مشغول چریدن هستند، دوربین را برداشتم و از یک شیار به سمت بالای تپه رفتم. باز از یک نقطه در بین گون ها نشستم و از حدود صدمتری مشغول فیلم برداری شدم. مانند فصل شکار، از حضور من وحشتی نداشتند و داشتند از علف های نرم و تازه ای که در زیر گون ها روییده بود تغذیه می کردند. از راه زیر تپه چند متور رد شد ولی اصلا توجهی نمی کردند. کمی به من و دوربین نگاه می کردند ولی فرار نمی کردند. کم کم به سمت نزدیکتر رفتم و دوباره در فاصله سی متری از آنها فیلم گرفتم. چند عکس هم گرفتم. البته دوربینم برای عکاسی نیست و حجم عکسها کم و کیفیت آنها پایین است ولی باز هم خوب است. زوم اپتیکال دوربین 40x است و با این زوم عالی از فواصل دور هم می توان فیلم و عکس تهیه نمود. در آخر هم به اصرار همراهانم که در پایین دست منتظر بودند مجبور به ترک موقعیت شدم. در پایین تپه هم با دوربین دوچشمی کبک ها را یافتم و به آنها نشان دادم. خیلی برایم خوشحال کننده بود زیرا روز قبل که کبک ها از جلویم پرواز کردند خیلی دلم می خواست که موقعیتی گیر بیاورم و از آنها فیلم بگیرم.
من به همه دوستان و مخصوصا شکارچیان توصیه می کنم که حتما یک دوربین تهیه کنند و به همگانی شدن تهیه عکس و فیلم از طبیعت کمک کنند. متاسفانه طبیعت را به سرعت داریم نابود می کنیم. مهمترین ضربه را آنها که اصلا تقصیری احساس نمی کنند دارند به طبیعت می زنند. مهمترین ضربه از آلودگی است. فاضلاب شهری و روستایی و حتی صنعتی در رودها جاری است و پلاستیک های سرگردان در باد بر روی خارها جولان می دهند.
امیدوارم ما شیفتگان و عاشقان واقعی طبیعت، روزی بتوانیم در بهبود این وضع وخیم قدمی مثبت برداریم و به نتیجه مطلوب برسیم.
دوستدار شما شیفته طبیعت



