تبليغاتX
شیفته طبیعت

شیفته طبیعت

طبیعت از دید یک عاشق طبیعت

سلام

امروز به کوه زدم.

در تپه بالای باغمان یک خرگوش دیدم. بچه خرگوش بزرگی هم که چند بار دیده بودم داخل یک گون خوابیده بود. وقتی نزدیک رفتم فرار کرد. یک عقاب روی سنگ سیاهی نشسته بود. تا زنگ زدم و برادرم دوربین را به بالای تپه آورد بلند شد و با باد اوج گرفت و نتوانستم فیلم یا عکس بگیرم. روی تپه که رسیدم روباهی را در سی متری دیدم ولی متوجه من نشد. مقداری فیلم تهیه نمودم و بعد هم دراز کشید و در کنار بوته ها به خواب رفت. من هم رهایش نمودم و به راهم ادامه دادم. در مسیر به دنبال رد کبک ها می گشتم. چیزی نبود . معلوم می شود که گدارها هنوز نیامده اند. زیر یک بوته گون چاله ای دیدم. یک تخم سفید مایل به آبی داخل چاله و یکی هم کمی پایین تر روی زمین بود. تخم کبک بودند. تخم هنوز سنگین بود اما فکر نکنم سالم بودند. تخم ها را داخل چاله گذاشتم . البته فکر کنم کبک هم مثل مرغ خانگی همینطور هم تخم میگذارد و همیشه روی همه نمی خوابد. الان فصل خوابیدن و جوجه واکردن نیست. چند عکس گرفتم و راه افتادم. دم غروب یک آلاگزنه دیدم که روی سنگی نشسته بود  کمی فیلم گرفتم. آلاگزنه یا همان سنگ چشم. پرنده عجیبی است. با این که جثه کوچکی دارد اما شکارچی قهاری است. به مرغ قصاب یا سلاخ نیز شناخته می شود. این پرنده موش و مارمولک و پرندگان تا جثه گنجشک را گرفته و آنها را از شاخه خارداری آویزان می کند و با منقارش آنها را تکه تکه کرده و می خورد. شکارش بر اصل انتظار و غافلگیری است. حتی صدای بلبل ها را تقلید کرده و آنها را به سمت خود جلب می کند. غروب نیز با شنیدن صدای اذان برگشتیم. در ماه مبارک رمضان نمی شود زیاد دور رفت. البته اگر انرژی را خوب تقسیم کنیم زیاد به بدن فشار وارد نمی شود.

امیدوارم یاد خاطرات خوب خود افتاده باشید و لذت برده و ما را با نظرات پرمهر خود خوشحال نمایید.

موفق باشید

شیفته طبیعت

تخم کبک1

تخم کبک2

عکس سنگ چشم

عکس سنگ چشم2

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/29ساعت 1:47  توسط ع-آقا  | 

 

سلام بر دوستان عزیز

چند روز پیش ناچار شدم به شکار بروم. بله شکار.

البته شکارم در واقع دفع آفت بود. هدف کنترل بلبل های انگورخوار بود که خسارت قابل ملاحضه ای به محصول انگور وارد می کنند اینها انواع مختلف سسکین هستند. مبارزه هم به این صورت است که با ترفندهای مختلف پرنده ها را می گیرم و در جایی دورتر رها می کنم که راه برگشت را پیدا نکنند. البته شکار با تیرکمان و تفنگ بادی هم هست که قربانی کشته می شود تا عبرت دیگران شود.

این بار چون تعداد زیاد بود از ماده چسبنده استفاده کردم که خیلی کارساز بود. همان ابتدای امر بیش از ده پرنده شکار شد. در همان اول کار دیدم صدای بلبل ها بلند شد. وقتی رسیدم دیدم یک سنگ چشم بلبلی را گرفته و دیگر کارش را تمام نموده و من هم لاشه را رها کردم تا بخورد. دلم خیلی برای دلیجه قبلی ام تنگ شد . اگر او بود این بلبل ها جرات نداشتند به باغ حمله کنند.

من بلبل هایی را با نخ در نزدیکی تله ها بستم که سرعت صید بالاتر رفت. البته بازهم پرنده هایی که باهوشتر هستند در دام نیفتادند. کمی فیلم و تعدادی عکس تهیه نمودم که عکس های زیر را تقدیم می نمایم.

امیدوارم لذت ببرید. البته ناگفته نماند که همه این پرنده ها همانروز رها شده اند.

موفق باشید

شیفته طبیعت

سسک1

سسک2

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/19ساعت 0:30  توسط ع-آقا  |