سلام
ببخشید دیر شد
بدجور گرفتار شدم ولی هستم
جمعه گذشته با یکی از رفقا رفتیم کوه .البته زیاد از شهر دور نشدیم.
محلی هست که حالت کوهپایه ای دارد و دره های زیبایی در انتهای یک دشت باز به تپه ها می رسد. ما اکثر اوقات به این محل می رویم. در یکی از دره ها چند بید کهنسال و قطور هست که با وجود اینکه ناملایمات طبیعی و دست اندازی انسانها آنها را پیکر خراشیده اما باز هم سرسبز و تناور خودنمایی می کنند.
معمولاً ما روی این درختها پرنده های مختلفی می بینیم .
اینبار وقتی با متور به داخل دره رفتیم ,روی یکی از دزختها چندتا کلاغ زاغی دیدیم.
ناگهان یک قرقی ماده شیرجه ای زد و به یکی از آنها حمله کرد. البته نتوانست شکارش کند شاید هم چنین قصدی نداشت .
چند بار این صحنه تکرار شد ,بعد تازه فهمیدیم قرقی ها دو تا هستند. قرقی نر یک پرنده سفید رنگ به اندازه سار شکار کرده بود و زاغی ها قصد داشتند صیدش را بدزدند.پرنده دیگر هم از او دفاع می کرد.
آخر هم قرقی ها شروع کردند به ویراژ رفتن اما تعداد زاغ ها زیاد شده بود و مجبور شدند از آنجا بروند.من هم مثل همه شمایی که می دانید از این صحنه ها کم پیش
می آید از دست زاغ ها خیلی ناراحت شدم.
از کف دره به سمت انتها پیش رفتیم تا به بالای خط الراس رسیدیم. بعد برای پیدا کردن کبک و تیهو از خط الراس سمت راستمان پایین آمدیم دوتا روباه دیدیم که با دیدنمان فرار کردند. روی یک صخره گرانیتی سیاه رنگ یک سارگپه نشسته بود و جفتش داشت بالای سرش دور می زد.با دوربین شکاری خوب تماشا کردیم .
خط الراس را تا انتهای دامنه طی کردیم بدون اینکه کبک و تیهو ببینیم.
بعد از آن با متور به سمت جاده ای که به داخل دشت می رفت رفتیم ,در کنار جاده یک باغ انگور بزرگ قرار داشت که درختان کوتاه پرپشتی نیز تک و توک در آن به چشم می خورد. محصول برداشت شده بود و باغ خلوت بود . برای جستجوی جانوران وارد باغ شدیم در باغ توکای سیاه و توکای جنگلی دیدیم. من دنبال توکای سیاهی بودم که از ترس زیر شاخه ها می رفت که ناگهان یک قرقی از روی درختی بلند شد,چند لحظه بعد صدای جیغ آمد ؛به طرف صدا رفتم قرقی بلند شد و یک دارکوب در چنگالش دست و پا می زد. توکاها که زرنگتر بودند در زیر شاخه ها پناه گرفته بودند.یک شغال با استفاده از فرصت می خواست شکاری بدست آورد که با دیدن من فرار کرد. در برگشت از روی یکی از درختها چند جغد پرواز کرد .دوتا هم هنوز نشسته بودند . رنگی شبیه رنگ دلیجه داشتند کمی بزرگتر و کشیده تر با سری گرد چشمانی درشت و دو گوش از پر شبیه شاخ .جالب بود.
ببخشید اگر خسته شدید ادامه دارد اما ادامه را بعد می نویسم
در ضمن علاقه من به شکار؛ فیلم برداری و عکاسی از طبیعت؛
ماهیگیری و تربیت و نگهداری پرندگان شکاری است.
خوشحال می شوم علاقمندان با من ارتباط داشته باشند.
فعلاً خدا نگهدار.